بازگشت به خانه

سلام

دارم بعد مدت ها رمان عاشقانه ایرانی می خونم ...تا حالا انقدر یک رمان منو به هیجان نیاورده بود یا شایدم نحوه تخلیه هیجان ام تغییر کرده نمود بیرونی پیدا کردم شاید هم دیدن جریانات اطرافم بین دوستام بوده:))

هم چنین دارم اهنگ خیال کن شهرام شکوهی رو گوش می دم این اهنگ رو بعد مدت ها بعد مدت ها تقریبا از 16 سالگی به این ور می شنوم :))حس می کنم همون بچه دبیرستانی ام که خواب شبونشو فدای این رمان ها کرده 

ده دیقه بعد

رمان به جاهای خوب خوبش رسیده همه شاد و گل و بلبل 

ولی ولی میدونم صد صفحه جلوتر یک چیزی میشه یک اتفاقی اعصاب خورد کن:///

بیست دقیقه بعد

لعنتی شروع شد شروع شد اههه

بعد تموم شدن کتاب 18 ساعت بعد

خوبببب اینم از این باید ریاضی بخونم باید

فعلا

والیبال امشب